دبستاني ها و بهانه هاي نرفتن به مدرسه قسمت اول
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه نیکان کرج می باشد
رضا امسال به کلاس اول دبستان آمده او چند هفته قبل از شروع مدرسه با شور و شوق وسایلش را خرید و هر روز
لباس های مدرسه اش را می پوشید کیفش را به دوش می انداخت و توی اتاق رژه می رفت. تو خیال خودش به
رفتن به مدرسه با سرویس، بازی کردن با بچه در حیاط مدرسه، نقاشی کردن و رفتن به اردوهای تفریحی فکر می
کرد.
بالاخره روز اول مهر به مدرسه رفت و آن روز شاد و خوشحال از مدرسه برگشت. فردای آن روز و روز سوم هم
رفت روز چهارم صبح که بیدار شد گفت دلم درد می کنه و اصرار کرد که حالش خوب نیست و نمی خواد به مدرسه
بره، آن روز مادرش با نگرانی و اضطراب از اینکه چرا پسرش مریض شده پذیرفت که رضا بیمار است،
مرخصی گرفت و پیش او در منزل ماند اما کمتر از یک ساعت نگذشته بود که مادر رضا دید که رضا دیگه هیچ
شکایتی از دل درد ندارد و شاد و خوشحال مشغول بازی است.
چگونه با این مشکلات برخورد کنیم؟ یکی از این مشکلات این است
رضا به بهانه مریض شدن نمی خواهد امروز به مدرسه برود چه باید کرد ؟
هر وقت مادرش از او می پرسید که پسرم دلت خوب شد، دیگه درد نمی کنه ؟ رضا
می گفت هنوز کمی درد داره ولی هیچ علائمی از دل درد و رفتارهای صبح در رضا
مشاهده نمی شدآن روز گذشت رضا روز شاد و خوبی را پشت سر گذاشت، فردا
صبح که مادرش رضا را برای رفتن به مدرسه بیدار کرد دوباره با گریه و آه و ناله
کردن گفت دلم درد می کنه نمی تونم مدرسه برم، مادر با تعجب و نگرانی نمی دانست
که در این مورد چه باید بکند، به رضا گفت که من باید برم سر کار دیگه نمی تونم
مرخصی بگیرم اگه دلت درد می کنه بیا بریم دکتر، رضا گفت من دکتر نمیام مادرش
گفت اگه دکتر نمی آیی پس باید بری مدرسه، رضا گفت باشه بریم او به همراه
مادرش به بیمارستان نزدیک منزلشان رفتند.
آن روز هم مادرش ناچار از سر کارش مرخصی گرفت و رضا را از مدرسه به منزل آورد.
در مسیر آمدن به منزل رضا از مادرش خواست که برایش یک خوراکی بخرد وقتی مادرش
مخالفت کرد و به او گفت مگه تو نگفتی مریضی دلت درد میکنه ؟ پس نمی تونی هله حوله
بخوری، رضا گفت حالم بهتر شده کم درد می کنه، مادر تعجب کرد ! و از خودش پرسید که
چه کار کنم.
1. والدین گرامی آیا شما تا به حال با این مشکل مواجه شده اید ؟
2. در صورتی که پاسخ شما مثبت است چه کار کردید ؟
3. به نظر شما مادر رضا چه کاری باید انجام دهد ؟
4. آیا در این گونه موارد باید کودک را به اجبار به مدرسه فرستاد یا خیر ؟
برای حل مشکل خود با کودکتان به نکات زیر توجه کنید :
اگر خودش را به بیماری زد و در منزل ماند با او مثل یک بیمار رفتار کنید. دقیقا شرایط خاص برخورد با بیمار را در منزل برایش ایجاد
کنید .
نکات و توصیه های مهم

علت نرفتن کودک به مدرسه را به کمک خود دانش آموز، اعضای خانواده، معلمین و سایر اولیاء مدرسه
جویا شوید.
سعی کنید با توانمند کردن او برای دوست یابی در مدرسه، کودک را به مدرسه و محیط آن علاقمند کنید.
روزهای شاد و تفریحی مدرسه را برای کودک خود یادداشت کنید.
خاطرات شاد دوران مدرسه خودتان را برای او بیان کنید.
اگر فرزند شما چند روز به مدرسه نرفته است او را به مدرسه برسانید و برگردید.
سعی کنید فرزندتان را با فعالیت های گروهی در مدرسه آشنا کنید.
بازی های گروهی متناسب با جنس و سنش را به او بیاموزید.
  در صورتیکه می خواهد در منزل بماند با او دقیقا مثل یک بیمار برخورد کنید.
توجه داشته باشید: اضطراب جدائی از والدین، عدم توانائی در دوست یابی و برقراری ارتباط، ترس از          
معلم، عدم آشنایی با بازی های گروهی، رفتارهای خشونت آمیز در محیط مدرسه و ... از عوامل مهم نرفتن
کودکان به مدرسه است.
در صورتی که با کارها خودتان و کمک های اطرافیان مشکل فرزندتان حل نشد نگران نباشید آرامش خود
را حفظ کنید و با یک روانشناس یا روانپزشک کودکان مشورت کنید.
با تشویق فرزندتان به بازی های گروهی او را به محیط مدرسه و گروه همسالان علاقه مند کنید.
کودکتان را به انجام فعالیت های گروهی در کلاس و مدرسه تشویق کنید.
او را به یافتن دوستان جدید در مدرسه و برقراری ارتباط با آنها تشویق کنید.

پایان قسمت اول
قسمت دوم دبستاني ها و بهانه هاي نرفتن به مدرسه
دکتر رضا را معاینه کرد و گفت مشکل خاصی ندارد به مادرش توصیه کرد که رضا
فقط امروز استراحت کند، فردا صبح هم بره مدرسه، در صورتیکه از درد شکایت
داشت فقط یک قاشق شربت مسکن بخورد. رضا با مادرش به منزل برگشتند. در بین
راه تا منزل رضا نق زد که من مریضم فردا نمی رم مدرسه بالاخره رسیدن منزل و
دوباره نق نق های رضا بیشتر شد مادرش گفت اگه دلت درد می کنه بیا شربت
استامینوفن بخور، اما مقاومت کرد، گفت شربتش تلخه من نمی خورم. شربت را
نخورد و به مادرش گفت دیگه خوب شدم فردا میرم مدرسه آن روز هم رضا پیش
مادرش در منزل ماند و قول داد که فردا صبح به مدرسه برود صبح بیدار شد و با کمی
نق نق کردن به مدرسه رفت اما ساعت 9 صبح از مدرسه با مادر رضا تماس گرفتند
که رضا حالش خوب نیست دلش درد می کند بیائید ببریدش.
ابتدا علت نرفتن کودک به مدرسه را بررسی کنید. با کودک صحبت کنید، او را تشویق کنید در مورد اتفاقاتی که
باعث آزار یا ناراحتی او در مدرسه شده با شما صحبت کنند. مثل دعوا و کتک کاری درمدرسه.
به کمک کودک یک لیست از عوامل مورد علاقه اش در مدرسه درست کنید و لیست دیگری هم در مورد آنچه که
دوست ندارد و در مدرسه باعث ناراحتی او می شود درست کنید، از او بخواهید در مورد عواملی که او را اذیت
می کند برایتان صحبت کند.
در صورتیکه در لیست تهیه شده عواملی هستند که در مدرسه باعث عدم علاقه کودک شما به مدرسه رفتن است
به کمک معلم و سایر اولیاء مدرسه آنها را بررسی و به حل آنها بپردازید. عواملی مثل : تنبیه های احتمالی
بدنی، جریمه کردن، بی توجهی عاطفی معلم در کلاس، تحقیر شدن توسط سایر دانش آموزان و ...
به یاد داشته باشید ممکن است شما به تنهایی نتوانید مشکل را حل کنید سعی کنید از سایر اعضای خانواده کمک
بگیرید، مثلا خواهر یا برادر بزرگتر یا پدر، گاهی دیگران قادرند به برخی از سوالات شما پاسخ دهند و در حل
مشکل به شما کمک کنند.
با معلم کودکتان صحبت کنید، موضوع را با او در میان بگذارید این گفتگو باعث می شود که استرس کودک در
برخورد با معلم کم شود.
گاهی کودک را به مدرسه برسانید و قبل از رفتنش به سر کلاس با او خداحافظی کنید و برگردید، به نق زدن و یا
گریه کردن او زیاد توجه نکنید.
با معلمش صحبت کنید که او را به انجام فعالیت های صبحگاهی در مدرسه و دوست یابی تشویق کند، برای یافتن
دوستان جدید به او پاداش دهید.
سعی کنید فرزندتان را با فعالیت های گروهی در مدرسه آشنا کنید.
بازی های گروهی متناسب با جنس و سنش را به او بیاموزید.
شما هم ارتباط خود را با مدرسه بیشتر کنید و سعی کنید در فعالیت های جانبی مدرسه شرکت نمائید. مثل
شرکت در جلسات انجمن اولیاء و مربیان یا عضویت در گروه های حمایتی و خودیاری مدرسه.
در مورد برنامه های گروهی و تفریحی مدرسه با کودکتان صحبت کنید. مثلا به او بگوئید قرار است روز
یکشنبه شما را ببرند اردو، اونجا خیلی خوش میگذره از تجربیات دوران مدرسه خودتان مثل رفتن به اردوها و
جشن ها برای او صحبت کنید.
لیستی از روزهای مهم که در مدرسه اتفاق می افتد تهیه کنید مثل روزهای اردوهای علمی و تفریحی، بازدید
دانش آموزان از مراکز فرهنگی و تفریحی، فعالیت های ورزشی و جشن هایی که به مناسبت های مختلف در
مدرسه برگزار می شود. به عنوان مثال به او بگوئید که این هفته همه دانش آموزان قرار است از باغ وحش،
مرکز راهنمائی و رانندگی یا یک مرکز آتش نشانی بازدید کنند. سعی کنید نظر و احساس او را در مورد این
مکان ها جویا شوید مثلا از او بپرسید به نظر تو در یک مرکز آتش نشانی چه چیزهایی وجود دارد؟ یادت باشد
هر چی اونجا دیدی برای مامان تعریف کنی، شما با این کار او را تشویق به توجه و تمرکز بیشتر نسبت به آن
مرکز یا محیط می کنید.
روزهایی که به علت تنبلی و سهل انگاری خودش را به بیماری می زند و قصد رفتن به مدرسه را ندارد، او را با
زور و اجبار به مدرسه نبرد.
   به نکات زیر توجه کنید:
به او بگوئید هر کس که بیمار است باید در رختخواب بخوابد.
از خوردن خوراکی های مورد علاقه اش جلوگیری کنید.
غذای بیمار برایش درست کنید مثل سوپ با پیاز فراوان.
بازی کردن را در منزل برایش ممنوع کنید.
از رفتن به کوچه یا حیاط محرومش کنید.
بازی های کامپیوتری را ممنوع کنید.
رفتن به پارک یا دوچرخه سواری ممنوع است.
توجه داشته باشید آن روز که کودک به دلیل تنبلی و سهل انگاری به مدرسه نرفته است نباید در منزل بهش خوش بگذرد.
 
توجه داشته باشیم که علل و عوامل نرفتن به مدرسه در دانش آموزان بسیار متفاوت است.
قبلا در مورد (تمارض) که بیشتر در دانش آموزان دبستانی دیده میشود صحبت کردیم.
مشکل نرفتن به مدرسه در تمام مقاطع تحصیلی ممکن است مشاهده شود.
در صورتی که فرزند شما از نظر پزشکی مشکل خاصی نداشته موارد زیر را انجام دهید :