قسمت دوم
کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه نیکان کرج می باشد
اصلاح و تقویت حرمت نفس
پایان قسمت دوم
قسمت اول اصلاح و تقویت حرمت نفس
راه عملي افزايش حرمت نفس
براي سلامت ذهن و شخصيت آدمي چهار چيز بايستي در حد تعادل با هم برآورده و فراهم شوند :

1- سيستم فکري سالم، پايدار و منجسم
2- لذت برد
3- تعلق و ارتباط
4- حرمت نفس نسبتاً بالا
هر چهار نياز فوق لازم و ملزوم يکديگر هستند و هرگاه يکي از آنها از تعادل خارج شود،سه جزء ديگر
نيز تحت تاثير قرار خواهند گرفت.لذا براي افزايش حرمت نفس بايستي درهرچهارزمينه و در حد تعادل
کارکرد که ما در اينجا عمدتاً به حرمت نفس مي پردازيم .
اساس افزايش حرمت نفس آگاهي، تمرين و پشتکار طولاني مدت است و يک شبه حاصل نمي شود.توجه
به مطالب زير مي تواند به شما در اين امر کمک کند.
الف) بازنگري و اصلاح سيستم فکري :
سيستم فکري ما اساساً تا اواخر نوجواني به يک حد تقريباً با ثبات و پايدار مي رسد و ديگر اکثر اعمال
، رفتار،احساسات و حتي فکر کردن ما به صورت يک روند ناخودآگاه عمل مي کند.براي مثال،پس از
چند باررفتن به محل کار يا پختن غذاي خاصي ديگر ما درمورد انجام آن کارخاص فکرو يا تمرکز نمي
کنيم. بلکه همچون يک عادت و به صورت خودکار آن را انجام مي دهيم  و در همان حين مي توانيم
ذهن خود را معطوف چيزهاي ديگري نماييم . اين مسئله تقريباً در تمامي جنبه هاي زندگي صادق است .
اگر تلفن عمومي پول ما را خورد بطور خودکار چند ضربه به تلفن مي زنيم و  … اگرچه چنين توانايي
مغز در اکثر موارد يک نعمت  است اما  اشکال کار در افراد  با حرمت نفس  پايين در اين است  که 
بسياري از چيزهاي ياد گرفته شده اساساً اشتباه و نادرست بوده اند و براي اصلاح بايستي آنها را از
ضمير ناخودآگاه و نيمه خودآگاه به ضمير خودآگاه انتقال  داد  و آنگاه سيستم جديد و نو را به صورت
آگاهانه و با تمرين جايگزين آن نمود. به عبارت ديگر، ما بايستي به مرحله اي برسيم که از تمامي
افکار،احساسات و اعمال خود در هر لحظه آگاه باشيم و براي چرايي آن پاسخي درست و عقلاني داشته
باشيم و يا پيدا کنيم و آنگاه بتدريج سيستم فکري احساسي خود را اصلاح کنيم. براي چنين کاري بايستي
نکات زيررا رعايت کرد  :
1- آگاهي لحظه به لحظه از خود : تمرين کنيد براي هر نوع فکر،
احساس، پاسخ و رفتار خاص تان که شما را منقلب يا تحريک و يا
ناراحت مي کند يک علامت سوال بزرگ قراردهيد وازخود بپرسيد
.چرا ؟ و پاسخ آن را براي خودتان توضيح دهيد.چرا اين حرف رو
زدم ؟چرا اينکار رو کردم ؟ چرا از صحبت يا رفتار فلاني ناراحت
شدم ؟ مثال : چون سلام نکرد ؟ خوب سلام  نکردن چرا بده ؟ چون
کوچکتر بايستي به بزرگترسلام کنه.چرا کوچکتر بايستي به بزرگتر
سلام کنه ؟ و ...

2- واقع نگري ، پذيرش و زندگي با واقعيت : تمامي نظام هستي بر پايه قاعده و قانون است. براي
اينکه ماشين حرکت کند، نياز به سوخت (يا انرژي) داريم؛ در يک قرعه کشي با يک ميليون
شرکت کننده احتمال اينکه نام شما درآيد يک در ميليون خواهد بود و اگر تعداد شرکت کننده صد نفر
باشند ، اين احتمال به يک درصد خواهد رسيد و ... اما در بسياري از موارد قضيه به اين شفافي و
واضحي نيست و مشکل اکثر افراد در افتراق واقعيت از تصور، خيال و يا آرزو در چنين مواردي
است. براي مثال وقتي اداره هواشناسي پيش بيني کرده است که درطي 24ساعت آينده د فلان جاده
احتمال بارش برف سنگين زياد (90%) خواهد بود عقل سليم حکم خواهد کرد که اگر قصد صفر
به آنجا را داريم حداقل با خود زنجير چرخ نيز ببريم(هرچند ممکن است برف نيايد)و به اميد شانس
عمل نکنيم . متاسفانه در بسياري از موارد ديد ما به قضايا و موضوعات ، داستان همان فردي است
که يک فيلم را براي چندمين بار نگاه مي کرد به اميد اينکه پايان فيلم چيز مورد دلخواهش درآيد !!
3- بازنگري در ارزش ها و باورها : همچنانکه بزرگان ديني بارها  تاکيد  کرده اند  که  لحظه اي
تفکر و تعمق بالاتر از هزاران ساعت عبادت است ، ما بايستي معيارهاي ارزشي و باورهايمان که
تعيين کننده احساسات، افکار، رفتار و مسير زندگي مان هستند را بطور جدي به چالش بکشيم  و با
آگاهي و منطق، ناخالصي ها و خرافات آن را الک کرده و دور بريزيم.
ب) پذيرش خود :
همچنانکه ذکر شد يکي از تعابير حرمت نفس بالا پذيرش هر آنچه که هستيم ( چه خوب چه بد ) است ؛
دوست داشتن خوبي هايمان و  تلاش در جهت اصلاح  نقص هايمان و بهتر شدن . براي حرکت در اين
مسير بايستي نکات زير را مدنظر داشت :
1- دست از مقايسه و مسابقه برداريد : هرکس در دنيا تک وبي نظير است و همانند و مشابه
ندارد . اگرچه مقايسه و مسابقه مي تواند عاملي براي حرکت و انگيزه اي براي پيشرفت باشد ولي
در اکثر موارد مخرب و زيانبار است . بايستي سعي کرد که خوب خود شد نه خوب ديگران؛ رکورد
خودمان را بشکنيم  نه رکورد ديگران را ,  براي خودمان زندگي کنيم نه براي ديگران ؛ از داشته
هاي خود لذت ببريم و بر داشته هاي ديگران حسادت نکنيم.
2-در مورد خود، واقعيت ها را بپذيريد : جلوي آينه بايستيد وهر نکته مثبت و منفي را که در مورد
بدنتان مي بينيد ، بپذيريد. پذيرفتن به معني اين نيست که آن را دوست داشته باشيد، بلکه واقعيت در
مورد خود را مي پذيريد. ديگر در ضمير خودآگاه خود مي دانيد مثلاً چشم و لب هاي زيبا داريد و
... ولي دماغ تان کمي بزرگ است. يا زير چشمهايتان چين وچروک پيدا شده است.درمورد
خصوصيات شخصي تان آنها را بر روي کاغذ پياده کنيد ( مثلاً خجالتي، ساده دل، نکته بين، خوش
دل، مهربان، بد بين و ... ) و آنگاه نکات زير را در نظر بگيريد :
- در حد توان و واقعيت، عيب و نقص فيزيکي که خودتان به
آن باور داريد (نه گفته ديگران، مُد و...) را  اصلاح کنيد. اگر
وزن زيادي داريد با  رژيم غذايي   ،   فعاليت فيزيکي  مناسب
و در صورت لزوم، مشاوره تخصصي آن را کاهش دهيد .
هرگز بخاطر حرف و نظر ديگران کاري انجام ندهيد.
- درمورد مشکلات شخصيتي و احساسي راههاي اصلاح آن را بياموزيد و دراصلاح آن
بکوشيد.
- هر فردي داراي توانمندي هاي خاصي است آن را در مورد خود يافته و تقويتش کنيد.
- اکثر افراد استثنايي ، زيبا ، معروف و ثروتمند  به دليل حرمت نفس  بسيار پايين هيچگاه
احساس خوشبختي پايدار نکردند و اکثراً در رنج و عذاب زندگي کرده اند (عادي و معمولي بودن
يک نعمت است قدر آن را بدانيد). به عبارت ديگر، حرمت نفس و احساس ارزشمندي با پول،
شهرت و زيبايي تنها بدست نمي آيد.
3- نه گفتن را تمرين کنيد : افراد با حرمت واعتمادبه نفس پايين ازطريق توجه بيش ازحدبه ديگران
و پذيرش خواسته هاي آنها  و گذشت از خواسته و نظر خود سعي مي کنند تا حس ارزشمندي  را از
آنها دريافت (در واقع گدايي) کنند و اين خود به مرور باعث تشديد  احساس ناتواني و بي ارزشي  و
در نهايت خشم و نفرت در آنها خواهد شد.  اين گروه  معمولاً دليلي به ظاهر قابل توجيه براي چنين
رفتار خود مي سازند ( مهرباني، نزاکت، مؤدب بودن، خجالتي بودن و .. ) بايستي بياموزيم و عادت
کنيم تا هر جا لازم است نه بگوييم. ما حق نداريم براي اينکه کسي ناراحت نشود به او اين اجازه را
بدهيم  تا به حقوق  ديگري ( از جمله خودمان ) تجاوز کند. براي مثال، اگر شما فردا امتحان داريد و
دوست تان زنگ مي زندومي خواهد براي ديدن شما بيايد، با صراحت و دوستانه بگوييد:منم
خوشحال مي شدم ولي فردا امتحان دارم و هنوز بايد مطالعه کنم و وقت کم دارم فردا چطوره ؟
البته برخي افراد با حرمت نفس پايين ممکن است در ارتباط  با ديگران درست نقطه مقابل را پيش
بگيرند و رفتار و گفتاري نيش دار و خصمانه داشته باشند و حتي از همان اول ديگران را از خود
دفع کنند (تا مبادا درون پوج و توخالي شان بر آنها آشکار شود).
نه
توجه : محبت ومهرباني يعني انجام کاري درست    با ميل ورضايت خاطر کامل بدون هيچ چشم
داشتي  .اگر بخاطر ناراحت نشدن کسي  تن به کاري  مي دهيد  اين مهرباني د رحق  کسي نيست 
ضعف  و درماندگي است.
پ) احساس گناه و تقصير را از بين ببريد :  خالق هستي انسان را ناقص آفريد تا با خطا ، اشتباه  و به
کمک عقل و معرفت به کمال برسد.ما هيچ موجود کامل و بي نقصي نداريم وهمه ما درلحظاتي از
زندگي خود دچار اشتباه، خطا و حتي گناه شده ايم. اصولاً ما در بسياري از موارد فقط از طريق اشتباه و
شکست مي آموزيم. افراد با حرمت نفس پايين معمولاً در هر موقعيت و زماني که دست بدهد، بر روي
اشتباهات گذشته خود انگشت گذاشته  و خود را مدام سرزنش  مي کنند و  تنها راه  اين است که خودمان
( و پد رو مادرمان) را ببخشيم و اگر مي توانيم اشتباهات خود را جبران کنيم.

ت) پذيرش مسئوليت :   تنها راه موفقيت در زندگي ، پذيرش و به دست گرفتن مسئوليت زندگي خودمان
است. هيچ کس مسئول بدبختي ما نيست . اگر مظلومي  نباشد ، ظالمي نخواهد بود ؛ اگر افراد ساده لوح
وجود نداشته باشند ، افراد متقلب وجود نخواهد داشت؛ اگر اشتباهي کرديم بايستي عواقب آن را بپذيرم و
اگر مي توانيم آن را اصلاح و يا جبران کنيم ؛ بايستي نقش شانس،بخت و اقبال را درزندگي مان نزديک
به صفر برسانيم ؛ بايستي خودمان براي خودمان تصميم بگيريم  و بالاخره اين که هيچکس نمي تواند ما
را خوشبخت کند جز خودمان .

ث) داشتن هدف و معني در زندگي : همچنانکه ذکر شد از ويژگي هاي فرد با عزت نفس بالا لذت بردن
از زندگي و احساس خوشبختي  و داشتن احساس لياقت براي رسيدن به آن است و اين ميسر نخواهد شد
مگر با داشتن هدف و معني در زندگي و حرکت در آن مسير.
قسمت سوم اصلاح و تقویت حرمت نفس